خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

129

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

و - اگر هريك از موضوع و محمول به صورت جزء و كلّ يا مقدار قابل قلّت و كثرت است ، بايد از تعيين آن در موارد لازم غافل نباشيم . مثلا هنگامى كه مىگوييم : « زنگى سياه است » بايد بدانيم كه مراد ظاهر پوست اوست نه تمام بدنش ؛ همچنين وقتى مىگوييم : « مكان هر قطرهء آب مكان طبيعى آب است » بايد بدانيم كه مراد ، جزيى نامشخص از مكان طبيعى است نه كل مكان . و نيز وقتى مىگوييم : « خمر مسكر است » بايد بدانيم چه مقدار آن مسكر است ، كم يا زياد ؟ اين شش احتياط در مورد هريك از موضوع يا محمول ، به تنهايى است . اما چهار موردى كه مربوط به هردو در حال اجتماع است ، اين‌كه : الف - اگر ثبوت محمول براى موضوع مشروط به شرطى باشد ، بايد بدانيم كه حكم به صورت مطلق صحيح نيست . مثلا وقتى مىگوييم « هر كاتبى دست را مىجنباند » ، اين حكم در صورتى كه كاتب را به شرط وجود كتابت در نظر گرفته باشيم صحيح است ، نه مطلقا . بايد بگوييم ، اين شرط با آن‌چه در قسم چهارم از اقسام گذشته گفتيم ، متفاوت است ، زيرا آن‌چه در آن‌جا گفتيم در مورد مفردات ( موضوع يا محمول ) بود و در اين‌جا در مورد حكم است . ب - در مورد قضايا ، اعتبار زمان از امورى است كه بايد در آن دقت شود ، زيرا ميان اين قضيه كه بگوييم انسان هميشه متحرك است يا برخى اوقات يا امروز ، تفاوت بسيارى است . ج - همچنين اعتبار مكان در برخى از قضايا بايد مورد دقت قرار گيرد . مثلا در اين قضيه كه « سقمونيا « 1 » مسهل است » در صورتى كه ندانيم در كجا اين‌گونه است حكم صحيح نيست ؛ زيرا مثلا در بلاد ترك مىگويند اين دارو در آن‌جا داراى اين ثمره نيست . اما اين‌كه گفته‌اند در قضيهء « زيد نشسته است » بايد بدانيم كه بر تخت يا بر زمين نشسته ، از قبيل لواحق محمول به تنهايى است و به اقسام گذشته بازگشت مىنمايد .

--> ( 1 ) - سقمونيا بالضم ، مقصورة ، و يفتح و يمدفيهما . و آن عصارهء نباتى است كه بيخ آن را قطع نموده اطرافش را از خاك خالى كرده ، برگ‌ها فرض كنند تا از اندرون آن رطوبت لبنى بر برگ‌ها جمع شده خشك شود و آن را به اسم نباتش خوانند ( منتهى الارب ) . و در برهان گويد : سقمونيا با ميم بر وزن آفلونيا به لغت يونانى دوايى است كه آن را محموده مىگويند و آن عصاره باشد به غايت تلخ و مسهل صفرا .